عشق و خیانت

ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های , , در فوریه 4, 2011 توسط ghamsara
سلام
چند روزپیش توی بلاگ دوست خوبم پدرام مطلبی خوندم در مورد روش های سنتی و مدرن آشنایی و اینکه حداد عادل گفته بوده که روش های سنتی دیگه جواب نمیده و یه سری تور سیاحتی گذاشته بودن که دختر و پسر های مذهبی بتونن در جریان سفر زیارتی با هم آشنا بشن و ازدواج کنن . چند وقت بعد مطلبی توی بلاگ دوست خوبم دیبا خوندم که فرمانده انتظامی تهران گفته بوده که یک سوم زنهای مطلقه به فحشا کشیده میشن ( خاک توی سر این مملکت نگه داشتن تون با این آمار های خجالت آور تون). از طرف دیگه دوست خوبم بهرام مطلب دیگه ای نوشته بود که به دلایل تحمل زن ها اشاره کرده بود و وضعیت زن های مطلقه که چطوری مورد سوء استفاده قرار میگیرن . و بعد از اون هم دوست خوبم مازیار یه بلاگ دیگه نوشته بود در مورد اینکه شاید تقصیر خودشون باشه و چرا انقدر معیار ها ظاهری و مادی شده و خلایق هر چه لایق . از خوندن همه این بلاگ ها و موضوعات به شدت این مسأله فکرم رو به خودش مشغول کرده بود که چرا انقدر آمار خیانت و طلاق بالا رفته ؟ چرا اکثر رابطه ها به شکست می انجامه . طبق معمول بلاگ های من اولین مقصر این حکومت و خفقان موجود میتونه باشه . برای اینکه امکان آشنایی درست رو از جوون ها گرفته و همه مجبورن قایمکی با هم دوست بشن و رابطه ها به خونه ها و نهایتاً به سکس کشیده میشه . اگه آزادی بود و همه راحت و علنی میتونستن با هم درست آشنا بشن ، امکان خیانت هم از طرفین گرفته میشد . زمان دانشگاه یه دوست دختر داشتم که اسمش عسل بود ، به شدت براش مهم بود که هیچ کسی نباید بدونه که ما با هم دوست هستیم و فقط کافی بود یکی بهش چپ نگاه کنه که بیاد سر من و گیر بده که حتماً اون میدونه تو دوست من هستی و برای همین بد نگاه میکرد . اتفاقاً یه روز زد و من فقط به یکی از دوست هام گفتم که با عسل دوست بودم و شانسی یکی دیگه از دوست های اون هم براش تعریف کرده بود که با اون دوسته و وقتی که گند قضیه در اومد معلوم شد هم زمان با 4 تا پسر از یه کلاس دوست بوده این خانوم . اگه این طوری نبود و هر کسی دست عشقش رو میتونست بگیره و با هم میتونستن بیان که دیگه بقیه هم کلاسی ها نمیومدن بهش پیشنهاد بدن و باهاش دوست بشن .
 
 
پس یه دلیل خیانت ها به نظر من همین خفقان و عدم آزادی در روابط هستش . اما بعد از این ماجرا و دپرس شدن 4 تا از ورودی های 86 یه سری از کاردانی ها که دوست یکی از این 4 تا بودن تصمیم میگیرن که انتقام بگیرن از عسل و یکی شون بهش زنگ میزنه و میگه من فلانی هستم از ورودی 85 دکتری و از شما خیلی خوشم اومده و اگه امکانش باشه میخوام ببینم تون ، و خلاصه قرار میشه که برن یکی از پاساژ های اینجا و پسره روزنامه خبر ورزشی بگیره دستش و عسل از اونجا بتونه بشناستش . عسل سر وقت میره سر قرار و نگاه میکنه میبینه 3 تا کاردانی از جلوش رد میشن و دست شون روزنامه هست ، بعد میره پایین 2 تا کاردانی دیگه میبینه که دست شون همون روزنامه هست ، این ور رو نگاه میکنه میبینه یکی دیگه ، اون ور رو نگاه میکنه و میبینه 5 تای دیگه و میفهمه که سر کار رفته از طرف کاردانی ها و از اون دانشجوی سال آخر دکتری خبری نیست . در حالی که به شدت گریه اش گرفته بود به من زنگ میزنه و جریان رو برای من تعریف میکنه که کار تو بوده و وقتی که خنده های من رو از شنیدن موضوع میشنوه ، میفهمه که سوتی داده و جریان مثل بمب توی دانشکده صداش در میاد و همه بهش میخندن . توی همین مثال ساده میشه یه دلیل دیگه رو هم دید . خانوم های لیسانس دیگه کاردانی ها رو نمیپسندن و فقط فوق و دکتری میخوان . اما آیا مگه مدرک دلیل انسان بودن و خوب بودن آدم هاست؟ چرا فقط و فقط به مدرک طرف توجه میشه؟ ماها توی کلاس مون 50 نفر دانشجوی دکتری بودیم که فقط 10 ـ 20 نفر مون سالم بودن . بقیه یا معتاد بودن یا زن باز یا همجنس باز یا گوش باز و هزار کوفت و زهرمار دیگه ای . آیا صرف اینکه طرف دکتری خونده باید حتماً ندیده قبولش کرد؟
 
 
دلیل دیگه هم مادی شدن معیار های دختر ها برای ازدواج میتونه باشه ، همه اول حساب دارایی هات رو میکنن و بعد به خودت و خونواده ات نگاه میکنن . اون زمان که تور میرفتیم و دوره داشتیم برای خود مون ، یه دوستی داشتیم که خیلی دختر خوبی بود . یه روز اومد پیشم و ازم خواست که با فلان دوستم آشناش کنم . وقتی دلیلش رو پرسیدم گفت که طرف خیلی پولدار و با کلاسه و برای همین ازش خوشش اومده . خلاصه من به اون رفیقم گفتم ( کی از یه دوست دختر خوشکل بدش میاد؟) و اینها با هم دوست شدن . هنوز مدت زیادی نگذشه بود که یه روز در حالی که داشت گریه میکرد بهم زنگ زد و خواست منو ببینه ، رفتم دیدم سو صورتش کبوده ، وقتی پرسیدم گفت که دعواشون شده و طرف کتکش زده یه خاطر اینکه از جیبش حشیش در آورده بوده و فهمیده بوده که طرف معتاده . چشمش کور ، دندش نرم . خودش دوست پسر پولدار و باکلاس خواسته بود و متأسفانه امروزه دیگه حشیش کشیدن و کتامین و کوکائین و بقیه این آشغال ها کلاس محسوب میشن و همه پولدار های اینجا این جور چیز ها رو
مصرف میکنن . یه هفته ای با هم قهر بودن و باز آشتی کردن و الان هم ازدواج کردن . در حالی که دختره عملاً چند بار خیانت طرف رو هم گرفته . اعتیادش رو هم میدونه و خیلی گندکاری های دیگه اش رو هم دیده . اما صرفاً معیارش مادیت و رفاه بوده و الان از نظر خودش راضی هم شاید باشه . معلومه که این دختر فردا خیانت خواهد کرد و برای خودش دوست پسر پیدا خواهد کرد . البته به نظر من خود این معضل هم باز به بیکفایتی حکومت و سخت شدن شرایط زندگی برمیگرده . قدیم ها وقتی میرفتی خواستگاری ، اگه چیزی هم نداشتی پدر و مادر ها میگفتن : ما هم اول زندگی مون چیزی نداشتیم و کم کم جمع کردیم و از این حرف ها . اما الان باید از اول همه چیز داشته باشی ، وگرنه حتی نمیشه فکر ازدواج هم بکنی . مردم همه توی سختی دارن زندگی میکنن و همه میترسن که بچه ها شون بدختن نشن و برای همین مجبورن اول به مادیات بپردازن .
 
 
چند سال پیش که برای اولین بار وارد دنیای آدم بزرگ ها شده بودم ، توی اداره مون تقریباً همه برای خود شوت صیغه داشتن و چون من دامپزشک بودم هر دفعه که گندی در میاوردن میومدن از من میپرسیدن که چیکار کنیم که طرف حامله شده و چه آمپولی بزنیم و از این طریق من گند کاری های همه شون رو فهمیدم . وقتی که از یکی شون پرسیدم که خانوم خودتون به این خوبی دیگه چرا صیغه کردین گفت نادری جون هر روز کباب هم بخوری دلت رو میزنه و گاهی نون خالی هم لازمه .
تقریباً بعد اون همه دوستان متأهلی رو که دیدم یا دوست دختر دارن و یا دوست پسر، از خانوم ها وقتی سوال میکنم میگن شوهر مون بده و درک مون نمیکنه و از این بهانه ها و جالب ترش آقایون هستن که ادعا هم دارن که عاشق زن شون هستن ولی عاشق یه جوجه فنچول میشن و بلاگ ها اندر فواید عشق شون مینویسن . نمیدونم ، این بار هیچ ایده ای ندارم و منتظر کامنت های شماها هستم که قضیه رو ریشه یابی کنین برام . من هنگ کردم دیگه . برای همینه که من خیلی سخت گیر هستم و مدت هاست که تنها هستم

نامه یک دختر گراشی به رئیس جمهور اقای احمدی نژاد

ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های در فوریه 1, 2011 توسط ghamsara

 

با سلام و عرض ادب خدمت رئیس جمهور محترم اقای دکتر احمدی نژاد

غرض از مزاحمت شکایتی دارم که تا به حال کسی پیگیرش نشده. تنها امیدم این شکایت به شما رئیس جمهور محترمه. شنیدم گلایه و شکایت های مردم رو بررسی میکنید.

م.17 ساله از شهرستان گراش(لارستان)هستم.

به مشکلی برخوردم که هیچ کس حاضر به کمک نیست حتی پاسگاه منطقه گراش!! شکایتی دارم که به هرجا سر میزنم میگن به ما ربطی نداره. چند وقتی هست یه مزاحمی دارم و اس ام اس های غیر اخلاقی و حرفا های رکیکی میزنه. زنگ میزنه به تلفن خونه و به من و مادرم فحش میده. تو راه مدرسه مزاحم میشه و تهدید میکنه. به نامزدم که بخاطر شغلش خارج از کشور هست مسیج میده یا زنگ میزنه که زنت فاحشه است. تو مرد نیستی و غیرت نداری با یه دختر هرزه نامزد کردی. این پسره قبلا نامزد دوستم بوده و الان دوستم ازش جدا شده و با کس دیگه ای نامزد کرده. دردش اینه که میگه تو باعث جدایی ما شدی. و میگه زندگی تو هم باید مثل زندگی من خراب بشه و باید از نامزدت جدا بشی.

حتی  رو دیوار دستشویی مدرسمون هم چرت و پرت نوشته بود. اصلا ابرو واسم نزاشته. البته یه بار ازش شکایت شد و دستگیرش کردن. رییس پاسگاه(اقای سهراب افراسیاب) اومد ازطرف پسره تعهد داد و ازادش کرد. الان هم هرچی میریم برای پیگیری شکایتمون این اقاهه نمیزاره ما شکایتو دنبال کنیم و دستگیرش کنن. اخه این انصان نیست که.

من چه گناهی دارم که قربانی زندگی کس دیگه ای بشم؟

اقای احمدی نژاد ازتون میخوام که این موضوع رو پیگیری کنین یا حداقل به من بگید چیکار کنم. میترسم با این کاراش نامزد و زندگیمو از دست بدم. اگه جزئیات دیگه ای لازم داشتید جواب ایمیل منو بدید. رابطه ام با نامزدم تعریفی نیست. من زندگی با نامزدمو دوست دارم و اگه از دستش دادم خودمو خلاص میکنم. شاید خلاصی من گریزی باشه از دست این دردسر ها.

باز هم میگم، امیدم به شماست.

منتظر جوابتون خواهم ماند

…………………………………………………………………………………………………………………………………………

اگر جوابی داده حتما تو این وبلاگ میزارم

sezaye khobi badiye

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 30, 2011 توسط ghamsara

bazi vaghta adam fekr mikone ba khobi kardan dar haghe dostan ya ashnayan mitone vafadarisho sabet kone

vali gahi in vafa dary balaye june adam mishe

vase hamine ke az ghadim goftan sezaye khubi badiye

chand vaghtpish yeki az dustamo didam ke to daneshgah dare gerye mikome

raftam pishesh goftam chera gerye mikoni goftesh ba dost dokhtaram davam shode

ma ham khastim kare khubi konim goftim shomarasho bede bahash harf  bezanam balke tonstam kari  konam bahat rah biyad

onam shomare dad  va manam zangidamo bahash harfidam

kholase  tonestam ba harfam razish konam ke ba dustam  rah biyad

on ruz ba khobi tamom shod

fardash omad to daneshgah hata nigamam nakard raftam goftam hey olagh che margete

goft hodet behtar midoni

goftam man       goft are

goftam hala migi chi shode ya bezanam chako pozeto piyade konam

yeho ye negahe muziyane behem andakht va goft kheyli namardy

goftam chera

goft doste dokhtaram ro ro dozdidi

emroz ba mane va hamash az to harf mizane ke mikham dosteto bebinam

goftam akhe man ke chizi nagoftam

kholase az on roz be baad ma shodim marde bad va hameja aberomono bore to mohite daneshgah

inam sezaye kare khobe ma

avalin darde deli ke yeki az dostan azem khaste bezaram to weblog

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 29, 2011 توسط ghamsara

salam be onai ke in weblog ro donbal mikonan

yeki az dotan ke nemishnasameshon vasam email gozashte bod

ke migoft kheyli vaghty bod donbale ye jai migashtam ta darde delamo tosh khali konam

va………………………………………….!!!!berim sare asle malb

neveshte ke

chand vaghtiye to rahe daneshgah ehsas mikonam yeki dare mano mipae

va kheyli mano zire nazar dare

in hes baes shod ke man konjkav besham bishtar dorobaramo nigah konam ta balke bebinam ki movazebame

ta inke ye roz dir az khab pa shodam ba ajale lebasamo poshidam ke rah biyoftam tarafe daneshgah

to rahe daneshgah ye dake bod ke man har roz sobh az onja biskoit mikharidam

tebghe mamol raftam ye biskoit bekharam

hamin ke pamo gozashtam to dake

karegare on dakehe ro kard behem goft emroz kheyli dir kardy

har roz 20 daghighe pishtar az in miyomadi

man haroz vase didanet cheshamo be in rah midozam

va mesle shahin to ro zire nazar daram

bichare  ashegham shode vali man hich hesi nesbat behesh nadaram

behem mige mikham biyam khastegarit vali man dosesh nadaram

az ye lahazam delam vasash misuze nemidonam chikar konam

nemidonam mitonam dosesh dashte basham va ejaze bedam biyad khastegarim ya na

age mishe manam komak konin betponam ba khodam enar biyam ya ehsasati fekr nakonam

akh ke adam che mikeshe az ghame eshgh

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 28, 2011 توسط ghamsara

akh ke che mikone in gham va andoh ba dele adam

gah gahi adam az donya omadane khodesg pashimon mishe

har vaght ehsas mikonam delam az chizi gerefte va nai vase nafas keshidan nadaram

zamino zaman ro nefrin mikonam(nefrin ke na male pirezanhast fohsh midam

nemidonam chera vali ehsas mikonam yekam az narahatim kaste mishe

akh ke che bade ke avale sobh ke az khab pa mishe bebini ro gushit ye sms hastesh

bekhoni namzadet bashe neveshte bashe dege duset nadare dige nemikhad bebinatet

tasavoresho konin tahala vase kheyliha in etefagh oftade baziha janbasho daran va migan be….m

baziha ham mesle ma bi janbe sari geryamon migire va sari mikhaim ye kari konim ke hata vojud nadashte bashim

ta hala chandin bar in hes behem dast dade ke bekham vase inke nemitonam namzadamo az khodamrazi negah daram khodamo nist konam

hamin ke mikham dast az pa khata konam …….ye zarbol masal hast ke migan del be del rah dare

ye sms vasam miyad ke neveshte duset daram……asheghetam……mimiram barat

on lahze engari donya ro behem midan

vali dige gosham kheyli az in harfa por shode

motmaenan age dobare hamchin etefaghi biyofte aslan delam be rahm nemiyad va khodamo nist mikonam

shayad bade man yeki biyad va betone khoshbakhtesh koine

darde del

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 28, 2011 توسط ghamsara

salam khedmate tamamiye bazdid konandegane in weblog

 hadafe man az rah andaziye in weblog ine ke adamai ke ghami to deleshondaran va nemitonan boruz bedan biyan inja va ghamo dardeshono matrah konan

shayad to  jame ma adamaye vala magham va fahmidei bashan ke betonan be darde dele in adama taskin bedan

age movafeghin ba in karam(rahandaziye in weblog)daste hamatono mibosam va taghazaye hamkary mikonam

aval az hame darde dele khodamo minivisam ke dustan betonan komakam konan

man javoni hastam ke az bachegi dur az khanevade bozorg shodam

yani mehre madari ya mehre pedari ro kheyli zud azem gereftan

albate baes va baniye inke in do nokte azem darigh shod khode man bodam

yadame kelase sevome rahnamai bodam ke goftam mikham tarke tahsil konam

babam goft age tarke tahsil koni mibaramet onvare ab ta zire karton bozorg shi

ma ham az hameja bi khabar ghabol kardim

va az on moghe be bad tanha pishe adamaye gharib ke na zaboneshono mifahmidam

va na ba adabo rosomeshon ashna bodam zendegimo az sar gereftam

ba gharibeha ons gereftam dino mazhabe khodamo faramosh kardamva…..

vali bad az salha be donyaye khodam bargashtam va tasmime be ezdevaj gereftam

vali moshkele man injast ke az ravabete eshghi va atefi hichi halim nist

va in moshkele bozorgiye ke sade rahe mane

nemidonam chejur ba in moshkelam kenar biyam

albate kheyli daram say mikonam khodamo eslah konam vali chon ta hala hich gune rabeteye eshghi va atefi nadashtam kheyli vasam sakhte

emkanesh hast be khatere aghidehaye ghalati ke daram namzadamo az dast bedam

va man namzadamo kheyli dost daram va be hich nahvi hazere be az dast dfadanesh nistam

komakam konid

plz

in tafsiri az khodam bod

enshaalla dar posthaye badi az ghamo anduhi ke to delame va ta hala keshidam minevisam

Hello world!

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 27, 2011 توسط ghamsara

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.